روزه از خیمه ما دوش همی شد به شتاب عید فرخنده فراز آمد با جام شراب
قوم را گفتم : چونید شمایان به نبید ؟ همه گفتند : صوابست صوابست صواب
چه توان کرد اگر روزه زما روی بتافث؟ نتوان گفت مر اورا که زما روی متاب
چه شود گر برود ؟ گو برود نیک خرام رفتن او برهاند همگان را ز عذاب
روزه آزادی تن جوید ، او را چکنم ؟ چو اسیران نتوان بست مر اورا به طناب
عید بر ما می آسوده ، همی عرض کند روزه ما را چو بخیلان به ترحم ، دهد آب
گر همه روی جهان زرد شد از زحمت او شکر لله که ، کنم سرخ رخ از باده ناب
گوشه میکده از باده کنون بینی مست مفتی شهر که بد معتکف ، اندر محراب
مغزمان روزه پیوسته تبه کرد و بسوخت بو که با زیر همی راست کند رود و رباب
بسر چنگ همی بر کشد ابریشم چنگ ما و این عید گرامی به سماع و می ناب
معانی بعضی لغات :
نبید = نوعی شراب تهیه شده از جو ، برنج ، ارزن ( آبجو )
تافتن = پیچیدن ، برگرداندن
می آسوده = می کهن در خم مانده
مفتی شهر = شخص صاحب فتوا ، فقیه
معتکف = گوشه گیر ، خلوت گزیده
زیر = نوعی ساز موسیقی
راست کردن = هماهنگ کردن
سماع = دست افشاندن ، پایکوبی ، رقص