شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

بایگانی برای دسته "حسین پناهی"

در کودکی (حسین پناهی)

بدون نظر

pcb9aa044a8253c7bf46424f1f6b3c9ee8 L127992057558 در کودکی (حسین پناهی)

در کودکی نمی دانستم
که باید از زنده بودنم خوشحال باشم
یا نباشم!
…چون هیچ موضع گیری خاصی در برابر زندگی نداشتم!

فارق از قضاوت های آرتیستیک
در رنگین کمان حیات
ذره ای بودم که می درخشیدم!

آن روزها میلیون ها مشغله ی دلگرم کننده
در پس انداز ذهن داشتم!
از هیأت گل ها گرفته تا مهندسی سگ ها،
از رنگ و فرم سنگ ها گرفته تا معمای باران ها و ابرها،
از سیاهی کلاغ گرفته تا سرخی گل انار،
همه و همه
دل مشغولی های شیرین ساعات بیداری ام بودند!
به سماجت گاوها برای معاش،
زمین و زمان را می کاویدم
و به سادگی بلدرچین
سیر می شدم.

گذشت ناگزیر روزها
و تکرار یکنواخت خوراکی های حواس،
توقعم را بالا برد!
توقعات بالا و ایده های محال
مرا دچار کسالت روحی کرد
و این در دوران نوجوانیم بود!

مشکلات راه مدرسه،
در روزهای بارانی مجبورم کرد
به خاطر پاها و کفش هایم
به باران با همه ی عظمتش بدبین شوم
و حفظ کردن فرمول مساحت ها،
اهمیت دادن به سبزه قبا را از یادم برد!

هر چه بزرگتر شدم به دلیل خودخواهی های طبیعی
و قراردادهای اجتماعی
از فراقت آن روزگار طلایی دور و دورتر افتادم!

این روزها و احتمالا تا همیشه،
مرثیه خوان آن روزها باقی خواهم ماند!

تلاش می کنم به کمک تکنیک بیان
و با علم به عوارض مسموم زبان،
آن همه حرکت و سکون را بازسازی کنم
و بعضاً نیز ضمن تشکر و سپاس از همه ی هم نوعان زحمت کشم
که برایم تاریخ ها و تمدن ها را ساخته اند
گلایه کنم
که مثلاً چرا باید برای یک گذران سالم و ساده،
خود را در بحران های دروغ و دزدی دیوانه کنیم!

چرا باید زیبایی های زندگی را
فقط در دوران کودکیمان تجربه کنیم
حال آنکه ما مجهز به نبوغ زیبا سازی منظومه هاییم!
در مقایسه با آن ظلمات سنگین و عظیم نبودن،
بودن نعمتی است
که با هر کیفیتی جذاب و شیرین است!

بدبینی های ما
عارضه های بد حضور و ارتباطات ماست!
فقر بیماری و تنهایی مرگ ما،
هیچ گاه به شکوه هستی لطمه نخواهد زد!

منظومه ها می چرخند و ما را با خود می چرخانند!

ما، در هیٲت پروانه های هستی!
با همه ی توانایی ها و تمدن هامان
شاخکی بیش نیستیم!

برای زمین هفتاد کیلو گوشت
با هفتاد کیلو سنگ
تفاوتی ندارد!

یادمان باشد
کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست!

اگر رد پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم
سرانجام به خودمان خواهیم رسید
که در انتهای هر مفهومی نشسته ایم
و همه ی چیزهای تلنبار مربوط و نامربوط را زیر و رو می کنیم!

به نظر می رسد، انسان آسانسورچی فقیری است
که چرخ تراکتور می دزدد!
البته به نظر می رسد!
تا نظر شما چه باشد؟


خوشا به حال لک لکا که عشقشون قاف نداره خوشا به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره

بدون نظر

خوشا به حال لک لکا که عشقشون قاف نداره
خوشا به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره
خوشا به حال لک لکا که خوابشون واو نداره
خوشا به حال لک لکا که لک لکن که لک لکن
با بالای سپیدشون تو آسمون پر میزنن
رها و شاد بی دغدغه هر جا بخوان سر میزنن
اوج میگیرن تو آسمون تو آسمون بی نشون
سر به هوای عشقشون از عشق پرپر میزنن
خوشا به حال لک لکا

لینک دانلود: خوشا به حال لک لکا

138115441634371472541961052551511552297 خوشا به حال لک لکا که عشقشون قاف نداره خوشا به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره

خوشا به حال لک لکا که عشقشون قاف نداره خوشا به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره


مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

بدون نظر

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید،
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود…
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،
مگسی را کشتم …!


رخش، گاری کشی می کند

بدون نظر

رخش، گاری کشی می کند
رستم، کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب، ته جوب به خود پیچید
گردآفرید، از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه، سریال جنگی می سازد
وای…
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!


به ما می گفتند نباید پپسی بخورید ،گناه دارد!!!

بدون نظر

به ما می گفتند نباید پپسی بخورید ،گناه دارد!!!
وقتی به تهران آمدم ، اولین کاری که کردم،
از یک دستفروش یک پپسی گرفتم.
درش تالاپ صدا کرد و باز شد.
بعد که خوردم دیدم خیلی شیرین است .
آن روز نتیجه گرفتم که گناه شیرین است…!


تاسه

بدون نظر

تاسه

در گهواره از گریه تاسه می رود
کودک کر و لالی که منم
هراسان از حقایقی که چون باریکه ای از نور
از سطح پهن پیشانیم می گذرد
خواهران و برادران
نعمت اندوه و رنج را شکر گذار باشید
همیشه فاصله تان را با خوشبختی حفظ کنید
پنج یا شش ماه
خوشبختی جز رضایت نیست
به آشیانه با دست پر بر می گردد پرستوی مادر
گمشده در قندیل های ایوان خانه ای که سالهاست
از یاد رفته است
خوشا به حالتان که می توانید گریه کنید بخندید
همین است
برای زندگی بیهوده دنبال معنای دیگری نگردید
برای حفظ رضایت
نعمت انتظار و تلاش را شکرگزار باشید
پرستوهای مادر قادر به شمارش بچه هاشان نیستند


چراغ

بدون نظر

چراغ

بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت


بارون

بدون نظر

بارون

همه اینو می دونن
که بارون
همه چیز و کسمه
آدمی و بختشه
حالا دیگه وقتشه
که جوجه ها را بشمارم
چی دارم چی ندارم
بقاله برادرم
می رسونه به سرم
آخر پاییزه
حسابا لبریزه
یک و دو !‌ هوشم پرید
یه سیاه و یه سفید
جا جا جا
شکر خدا
شب و روزم بسمه


ساده دل

بدون نظر

ساده دل

دل ساده
برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور
گنجشک ها را
از دور و بر شلتوک ها کیش کن
که قند شهر
دروغی بیش نبوده است


سرودی برای مادران

بدون نظر

سرودی برای مادران

پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
چه کسی او؟
زنی است در دوردست های دور
زنی شبیه مادرم
زنی با لباس سیاه
که بر رویشان
شکوفه های سفید کوچک نشسته است
رفتم و وارت دیدم چل ورات
چل وار کهنت وبردس بهارت
پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
و این بار زنی بهیاد سالهای دور
سالهی گمم
سالهایی که در کدورت گذشت
پیر و فراموش گشته اند
می نالد کودکی اش را
دیروز را
دیروز در غبار را
او کوچک بود و شاد
با پیراهنی به رنگ گلهای وحشی
سبز و سرخ
و همراه او مادرش
زنی با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید کوچک نشسته
بود
زیر همین بلوط پیر
باد زورش به پر عقاب نمی رسید
یاد می آورد افسانه های مادرش را
مادر
این همه درخت از کجا آمده اند ؟
هر درخت این کوهسار
حکایتی است دخترم
پس راست می گفت مادرم
زنان تاوه در جنگل می میرند
در لحظه های کوه
و سالهای بعد
دختران تاوه با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید نشسته
است آنها را در آوازهاشان می خوانند
هر دختری مادرش را
رفتم و وارت دیدم چل وارت
چل وار کهنت وبردس نهارت
خرابی اجاق ها را دیدم در خرابی خانه ها
و دیدم سنگ های دست چین تو را
در خرابی کهنه تری
پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
و این بار دختری به یاد مادرش


صفحه 1 از 812345678
Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes