خواستم شعری بنویسم
که نگیرد وقت رقبا را
و نلرزاند قلب حاکمان را
و هیچ خبرگزاری
… از نشر آن نترسد
و همه خوانندگان
بگیرند و بخوانند
پس خودکارهایم را جمع کردم
کاغذها را جلویم گذاشتم
همه فکرهایم را متمرکز کردم
آن گاه با جدیت تمام
کاغذ را امضا کردم
و گذاشتم صفحه سفید بماند
دوباره به سراغ صفحه برگشتم
تا ویرایشش کنم
فهمیدم که چند تا اشتباه داشتهام
کاغذ را تراشیدم
و از امضای خویش نیز گذشتم!