همواره نامی را که بر ما نهاده اند ناروا یافته ام
مهاجران !!
آخر این به معنای ترک دیار گفتگان است
ما به میل خود ، اما به شوق دیاری دیگر، ترک دیار نگفته ایم
و نیز به دیاری نیامده ایم تا ماندگار شویم برای همیشه
گرییزندگانیم ما تبعیدیان ، و نه وطن که تبعیدگاه ماست
این دیاری که مرا در خود پناه داده است
نگران مینشینیم آنچنان نزدیک به مرزهای کشورمان
در انتظار روز بازگشت
کنجکاو کوچک ترین تغییرات آن سوی مرز
بی تاب خبرهای تازه ، بی آنکه چیزی را فراموش کنیم
و یا از نکته ای درگذریم
و نیز هیچ چیز از آنچه روی داده را ، نخواهیم بخشید
هرگز ! هرگز !
آه گذر سکوت فریبمان نمیدهد ، فریادها را از زندانهای دور میشنویم
مگر این نیست که ما خود شاهدانی هستیم که شرح تبهکاری هارا ، با خود به اینسوی مرز آورده ایم ؟
هر یک از ما که با کفشهای پاره ، از میان جمعیت میگذرد
افشاگر ننگییست که دیارمان را آلوده کرده است
آه ، هیچ یک از ما اینجا نخواهد ماند
آخرین کلام همچنان ، ناگفته مانده است …
——-
برتولت برشت ، نمایشنامه نویس و شاعر برجسته آلمانی به سال ۱۸۹۸ میلادی در اوگسبورگ آلمان متولد شد . بعد از خوابیدن آتش جنگ جهانی اول به سال ۱۹۱۹ میلادی ، با انتشار اشعار و نمایشنامه هایش به شهرت رسید . او را بنیانگزار مکتب ” اپیک ” در تآتر میدانند . با بقدرت رسیدن رژیم نازی مجبور به ترک آلمان شد ، و به ترتیب در کشورهای دانمارک ، سوئد ، فنلاند و در نهایت آمریکا ساکن شد . بعد از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد ، به علت فشاری که علیه دگر اندیشان اعمال می شد در سال ۱۹۴۷ میلادی مجبور بترک آمریکا شد و بعد از اقامتی تقریبا ۱ ساله در سویس در سال ۱۹۴۸ به زادگاهش آلمان بازگشت . در این مدت ۱۵ سال تبعید زیباترین اثرهایش را خلق کرد ، که میتوان به شاهکار ( با آنان که بعد از ما به دنیا می آیند ) که بنوعی وصیتنامه او هم هست و ( تبعیدیان ) اشاره کرد . قلم او همواره در خدمت عدالت و آزادی بود و به این تعهد اجتماعی تا پایان عمرش پایبند بود . برشت در ۱۴ اوت ۱۹۵۶ میلادی بدرود حیات گفت . امروز که قریب به ۵۵ سال از مرگ او میگذرد ، همچنان اشعارش بوی طراوت و تازگی میدهد ، پنداری همین دیروز برای شرح حال امروز ما سروده شده است .


